درس هفتم

واقعة بزرگ

الف) اهداف

  1. هدف كلي: آشنايي با مراحل وقوع قيامت و چگونگي محاكمة الهي
  2. اهداف آموزشي:

-         آشنايي با مراحل تكوين واقعة قيامت و توانايي تبيين آن

-         به دست آوردن درك صحيح از محاكمة الهي در روز جزا و سرنوشت انسان‌ها پس از آن

-         كسب مراتبي از خوف و رجا نسبت به آيندة خود در جهان آخرت.

ب) محورهاي اصلي درس

1. برپايي قيامت داراي دو مرحله است كه هر مرحلة آن با يك نفخ صور آغاز مي‌شود.

2. در مرحلة اول بساط حيات روي زمين برچيده مي‌شود و تحولي عظيم در آسمان‌ها و زمين رخ مي‌دهد؛ به طوري كه به آسمان‌ها و زميني ديگر تبديل مي‌شود.

3. در مرحلة دوم همة انسان‌ها زنده مي‌شوند و از دل زمين بيرون مي‌آيند؛ پرده‌ها كنار مي‌رود و حقايق دنيا آشكار مي‌شود.

4. دادگاه الهي برپا شده و به حساب انسان‌ها بر موازين عدل رسيدگي مي‌شود. در دادگاه الهي، پيامبران و امامان به عنوان شاهد حضور دارند.

5. نامة اعمال كه عين عمل انسان را تشكيل مي‌دهد، در اختيار هركس قرار مي‌گيرد و هركس صورت واقعي خود را- زشت و زيبا- مي‌بيند و مشاهده مي‌كند.

 

ج) اجزاي تدريس

در تدريس اين درس بايد به  اجزاي زير توجه شود:

1. تبيين مرحلة اول قيامت:

دبير محترم به بيان اين حوادث با حالت تنذير و موعظه مي‌پردازد و در شرح اين حوادث، نبايد برداشت‌هاي شخصي را دخالت دهد، بلكه صرفاً به نقل و توضيح آن حوادث اكتفا نمايد. البته لازم است دبيران، خود را آمادة پاسخ‌گويي به سؤال‌هايي كه دانش‌آموزان مطرح مي‌كنند، بنمايند. اين آمادگي با مطالعة كتاب‌هاي تفسير، مانند تفسير الميزان، تفسير نمونه، تفسير نور، تفسير موضوعي آيت‌الله جوادي آملي دربارة معاد، به دست مي‌آيد. ذكر اين حوادث، در قرآن كريم و آوردن آنها در كتاب درسي، هم حتمي بودن معاد را براي دانش‌آموزان ملموس‌تر مي‌كند و هم عظمت آن را بهتر نمايان مي‌كند.

اولين حادثه، نفخ صور اول است كه در آية 68 سورة زمر آمده است. دومين حادثه، مرگ اهل آسمان‌ها و زمين است كه در همان آيه آمده است. سومين حادثه، تغيير و تحول در آسمان‌ها و زمين است كه در بسياري از آيات قرآن، از جمله در سوره‌هاي انشقاق، تكوير، قارعه، زلزال، حاقه، فجر و انفطار ذكر شده است.

2. تبيين مرحلة دوم قيامت:

دبير گرامي، با همان بيان تنذيري و موعظه‌اي، هريك از حوادث مرحلة دوم قيامت را توضيح مي‌دهد و از دانش‌آموزان مي‌خواهد كه آيه‌اي را كه اين حادثه در آن آمده است را مشخص كنند.

حادثة اوّل، نفخ صور دوم و زنده شدن انسان‌ها است كه از آيه 68سوره زمر به دست آمده است.

حادثة دوم، كنار رفتن پرده از حقايق عالم است كه از آية 69 سورة زمر به دست آمده است.

حادثة سوم، برپا شدن دادگاه الهي است كه از آيات 69 سورة زمر و 47 سورة انبياء استخراج شده است.

حادثة چهارم، حضور شاهدان و گواهان است كه از آية 69 سورة زمر و 21 سوره فصلت به دست آمده است.در اين درس به سه مورد از اين شاهدان يعني پيامبران و امامان, فرشتگان و اعضاي بدن انسان اشاره شده است.

حادثة پنجم، دادن نامة اعمال است كه از آيات 19 و 25 سورة حاقه به دست آمده است.

3.تبيين بخش «بيشتر بدانيم»

در اين قسمت دو بيشتر بدانيم آورده شده است. اولين آن بخشي از مناجات حضرت علي عليه السلام در مسجد كوفه است كه براي اثر بخشي بيشتر درس ذكر شده است. در اين دعا امام به بيان سختي هاي قيامت در قالب مناجات با خدا مي پردازد. مناسب است كه اين بخش با صداي دلنشين استاد سماواتي براي دانش آموزان پخش شود .

در بيشتر بدانيم دوم به يكي ديگر از سوالات دانش آموزان در خصوص محتواي درس پرداخته شده است .

 

4.انديشه و تحقيق

در سوال اول به ذكر  سه دسته از شاهدان قيامت كه در كتاب ذكر شده است مي پردازد.

در سوال دوم نيز برخي از وقايع عالم قيامت توضيح داده مي شود.

 

 

منابع براي معلم و دانش‌آموز

علاوه بر منابع ذكر شده در درس‌هاي مربوط به معاد، از منابع زير نيز مي‌توان استفاده كرد.

1. تجسم عمل و شفاعت، محمد شجاعي، كانون انديشه جوان (معلم و دانش‌آموز)

2. مواقف حشر، محمد شجاعي، كانون انديشه جوان (معلم و دانش‌آموز)

 

 

 

درس هشتم

فرجام كار

الف) اهداف

1. هدف كلي: آشنايي با سرنوشت و سرانجام انسان در منزل آخرت و احساس نياز به كسب آمادگي در آن روز

2. اهداف آموزشي:

-         بيان مراحل واقعة قيامت بعد از حضور در دادگاه الهي

-         شرح جايگاه نيكوكاران و گناهكاران براساس قرآن كريم و سنت

-         تبيين تناسب عمل با پاداش و كيفر در قيامت.

ب) محورهاي اصلي درس

1. پس از محكمة الهي، بهشتيان با جلال و كرامت به سوي بهشت برده مي‌شوند.

2. پس از محكمة الهي، جهنميان با خواري به سوي جهنم رانده مي‌شوند.

3. بهشتيان در بهشت از نعمت‌هاي بي‌شماري بهره مي‌برند كه قرآن كريم از آنها خبر داده است.

4. ما بايد با استفاده از بشارت‌هاي قرآن، استعدادهاي دروني خود را براي رسيدن به نعمت‌هاي بهشتي شكوفا كنيم.

5. جهنميان به عذاب‌هاي گوناگوني در جهنم دچار مي‌شوند؛ قرآن كريم از اين عذاب‌ها خبر داده است.

6. ما با توجه به انذار قرآن، بايد بكوشيم خود را از عذاب الهي حفظ كنيم.

7. آنچه انسان به عنوان پاداش يا كيفر دريافت مي‌كند، محصول كار اوست.

8. پاداش و كيفر الهي ظهور و بروز خود عمل انسان است.

ج) اجزاي تدريس

اين درس از قسمت‌هاي زير تشكيل شده است:

1. تبيين جايگاه نيكوكاران:

دبير مي‌تواند با استفاده از اين بخش، نعمت‌هاي بهشتي را كه در قرآن كريم ذكر شده يا در روايات آمده است، به دانش‌اموزان يادآوري كند؛ اين يادآوري بايد حالت تبشيري داشته باشد تا شوق و اميد به كسب آن نعمت‌ها را در دانش‌اموزان ايجاد كند. نعمت‌هاي بهشت متنوع‌اند و متناسب با وجود انسان، هم جنبة جسماني دارند و هم معنوي؛ پس، لازم است دانش‌آموزان را به انواع مختلف اين نعمت‌ها و لذت‌ها متوجه سازيم.

2.تبيين بخش «بيشتر بدانيم»

يكي از سوالات دانش آموزان در خصوص بهشت اين است كه آيا زندگي جاويد در آن جا موجب خستگي و دلزدگي انسان نمي شود. اين سوال از آن جهت مطرح مي شود كه ما انسان ها حتي در هنگام بهره بردن از بهترين لذت ها و خوشي ها, پس از مدتي از تكرار و تداوم آن دچار دلزدگي مي شويم. اين بخش به پاسخ اين پرسش پرداخته است.

 

3. تبيين جايگاه گناهكاران:

دبير با استفاده از نمونه‌هاي ذكر شده و مثال‌هاي ديگري كه خود از قرآن كريم يا احاديث استخراج كرده است، نمونه‌هايي از عذاب‌هاي جهنم را بيان مي‌كند تا دانش‌آموزان با جايگاه جهنميان و عاقبت كار آنان بيشتر آشنا شوند. لازم است دانش‌آموزان بدانند كه اين عذاب‌ها، يا در قرآن كريم ذكر شده‌اند يا از احاديث معصومان (ع) نقل شده است و چيزي ساختگي نيست. البته مهم اين است كه از ذكر نمونه‌ها و عذاب‌هاي غيرمستند و افسانه‌اي دوري كنيم و زبان تنذيري مناسبي را برگزنيم. دبير مي‌تواند قبل از شروع كلاس، عذاب‌هاي جهنمي و همچنين نعمت‌هاي بهشتي را با ماژيك در صفحة بزرگي يادداشت كند و در مورد آنها توضيح دهد.

براي اينكه دانش‌آموزان متوجه شوند كه اين‌گونه عذاب‌ها، ارتباط مستقيمي با گناهان انسان دارد و اين عذاب‌هاي بزرگ، نتيجة گناهان بزرگ و محصول آنها است نه چيزي اضافي، دبير بايستي توجه دانش‌آموزان را در اين مرحله به گناهان بزرگ اجتماعي، اخلاقي و فرهنگي كه در سطح دنيا اتفاق مي‌افتد، جلب كند. دانش‌آموز به اين وسيله متوجه مي‌شود كه اين عذاب‌هاي بزرگ براي ارتكاب چند گناه بزرگ و كوچك توسط افراد معمولي نيست، بلكه بين عذاب‌ها و اعمال تناسب و هماهنگي برقرار است. البته توضيحات شما نبايد به گونه‌اي باشد كه گناهان فردي و كوچك، كم‌اهميت جلوه كند؛ زيرا همين گناهان كوچك و كم‌اهميت‌اند كه به تدريج صفحة قلب انسان را مكدر مي‌كنند و او را براي ارتكاب گناهان بزرگ، آماده مي‌سازند.

4.انجام فعاليت «بررسي»

در اين فعاليت دانش آموزان با خود اندكي فكر مي كنند و زمينه ها و عوامل رفتن به سوي گناه را در خود بررسي مي كنند تا ببينند در برابر چه موضوعي ضعف دارند.اگر دانش آموزان مايل باشند مي توانند ضعف هاي معمولي و قابل طرح در كلاس را مطرح كنند و به كمك معلم و ديگر دانش آموزان, راههاي از بين بردن آنها را بيابند.

5. تبيين رابطة عمل با پاداش و كيفر:

دبير ارجمند، انواع رابطه‌هاي ميان عمل و نتيجة آن را روي تختة سياه به صورت جدول، نمايش مي‌دهد و آنها را تشريح مي‌كند. ابتدا دو نوع رابطة قراردادي و طبيعي را تبيين مي‌كند و ويژگي‌هاي هريك از اين‌دو را توضيح مي‌دهد.و سپس به تشريح رابطه سوم مي پردازد.

 

همان‌طور كه مي‌دانيم رابطة عمل با نتيجة آن در آخرت، رابطه‌اي عيني است؛ يعني، عين عمل به صورت پاداش يا جزا درمي‌آيد. اين نوع رابطه در دنيا كمتر مصداق دارد؛ بنابراين، تصور آن براي ما مشكل است اما چون آخرت، باطن دنيا است و رابطة دنيا و آخرت رابطة ظاهر و باطن است، ظهور و جلوة اعمال انساني كه در دنيا انجام شده است، در آخرت به صورت نعمت‌هاي بهشتي يا عذاب‌هاي جهنمي ظاهر مي‌شود؛ براي مثال، غيبت در جهنم به صورت عذاب خاصي درمي‌آيد يا راستي و صداقت در بهشت به صورت يك نعمت ظاهر مي‌شود؛ به همين جهت در حديث آمده است: «اين همان اعمال شماست كه به سوي شما بازگردانده شده است».[1]

موضوع مهمي كه به تبيين دقيق نياز دارد، حقيقت نامة عمل و چگونگي ثبت و ظهور آن است. اين موضوع، بحث عمدة اين درس است و بايد به خوبي براي دانش‌آموزان روشن شود و آنان دريابند كه نامة عمل، چيزي جز آنچه هر شخص در دنيا كسب كرده است، نيست. براي اطلاع بيشتر از كيفيت نامة عمل، خلاصة نظرات آيت الله جوادي آملي را تقديم مي كنيم.

آيت الله جوادي آملي در كتاب معاد در قرآن (جلد پنجم از تفسير موضوعي قرآن كريم، صفحات 47 تا 96) بحث مبسوطي دربارة تجسم اعمال دارند كه خلاصة بخشي از آن را در اينجا مي‌آوريم.

«آيات تجسم اعمال بر چند دسته است:

اول- آياتي كه بر زنده و مشهود بودن عمل پس از مرگ، دلالت دارد؛ مانند: سورة كهف، آية 49 و 78؛ سورة زلزال، آيات 6 تا 8؛ سورة آل‌عمران، آية 30 و سورة تكوير، آية 14.

دوم- آياتي كه دلالت دارد آنچه را انسان به عنوان خير و كار نيك پيش مي‌فرستد يا به عنوان شر و عمل قبيح انجام مي‌دهد، همه را خواهد ديد؛ مانند: آية 110 سورة بقره، آية 20 سورة مزمل و آية 40 سورة نبأ.

سوم- آياتي كه دلالت دارد همة كردار و حتي پنهاني‌هاي اسرار و رموز انسان در قيامت آشكار مي‌شوند؛ مانند: آية 284 سورة بقره، آية 16 سورة مؤمن، آية 54 سورة احزاب و آية 29 سورة آل‌عمران.

چهارم- آياتي كه دلالت دارد انسان در برابر كردار خويش به پاداش كامل خواهد رسيد و آنچه كسب كرده است، به او كاملاً بازپرداخت خواهد شد؛ مانند: آية 281 سورة بقره، آيات 25، 161 و 185 سورة آل‌عمران و آية 70 سورة زمر.

پنجم- آياتي كه دلالت دارد اعمال انسان آزموده مي‌شود؛ چنان‌كه محصول كشاورزي به وسيلة چشيدن آزموده مي‌شود تا كال يا رسيده بودن آن و نيز مزه‌اش معلوم شود؛ عمل انسان نيز در قيامت به آزمايش گذاشته مي‌شود و انسان آن را مي‌چشد تا بفهمد شيرين است يا تلخ؛ مانند: آية 30 سورة يونس.

ششم- آياتي كه دلالت دارد پاداش عين عمل و كردار انسان عين پاداش است؛ مانند: آية 90 سورة نمل، آية 39 سورة صافات، آية 16 سورة طور، آية 7 سورة تحريم، آية 84 سورة قصص، آية 40 سورة غافر و آية 147 سورة اعراف.

هفتم- آياتي كه بر چگونگي ارائة عمل انسان در قيامت دلالت دارد؛ مثلاً در برخي آيات، عمل انسان به صورت غل و زنجير بر گردن آدمي بيان شده است؛ مثل: آية 33 سورة سبا. در دنيا نيز گاهي انسان حقايق باطني و اخروي اشيا را در خواب كه دريچه‌اي به ملكوت است، به صورتي مناسب مي‌يابد؛ چنان‌كه علم و دانش به صورت آب زلال و حكمت به صورت شر، تجلي مي‌كند. خواب‌بيننده، با لوح محفوظ، لوح محو و اثبات، و كتاب مبين، ارتباط حضوري برقرار مي‌سازد و از امور غيبي گذشته يا آينده مطلع مي‌شود؛ چنان‌كه حضرت يوسف فرمود: اني رأيت احد عشر كوكبا و الشمس و القمر رأيتهم لي ساجدين[2]؛ من در خواب يازده ستاره را با خورشيد و ماه ديدم. ديدم آنها براي من سجده مي‌كنند. آن حضرت اين حقيقت را در عالم مثال منفصل ديد و آنگاه كه به ظهور و تأويل رسيد، گفت: يا ابت هذا تأويل رؤياي من قبل[3]؛ اي پدر، اين است تعبير خواب پيشين من.

آن‌سان كه علم از عالَم انديشه و ذهن در خارج به صورت نوشتار، شكل مي‌گيرد، يعني نخست از ماده و صورت منزه است و سپس، در قالب ماده و صورت نزول مي‌يابد و اين دو نحوة وجود در طول هم قرار دارند؛ در قوس صعود نيز كردار انسان، مانند غيبت به شكل نان‌خورش سگ‌هاي جهنم نموده مي‌شود؛ همچنين بردن حيثيت و آبروي مردم در دنيا و گزيدن و نيش زدن آنان با زبان در قيامت به صورت تيغ درمي‌آيد: ليس لهم طعام الا من ضريع ð لايسمن و لا يغني من جوع[4]. غذايي جز تيغ دوزخ بر آنان نيست. با اين غذا، نه فربه شوند و نه سير گردند.

لازم به ذكر است كه چنان‌كه قبلاً اشاره شد، در آستانة مرگ، عقايد و اخلاق و رفتار انسان تجسم مي‌يابد و شكل مي‌گيرد و آدمي آنها را ملاحظه مي‌كند؛ از اين‌رو، علامة بزرگوار مجلسي (ره) مي‌گويد:

شيخ بهايي (قدس الله روحه) مي‌فرمايد: همين كردار كنوني در لباس ديگري در قيامت ظهور مي‌كند؛ زيرا، فاليوم لاتظلم نفس شيئاً و لا تجزون الّا ما كنتم تعملون[5]؛ چنان‌كه در حديث پيامبر (ص) آمده است: آنان كه در ظروف طلا و نقره مي‌آشامند، همانا در درونشان آتش جهنم مي‌غرد؛ و فرمود: ستم، ظلمات روز قيامت است؛ و  فرمود: بهشت صحرا است و نهال آن سبحان الله و بحمده، است ... .

هشتم- آياتي كه دلالت دارد بر اينكه اعمال انسان داراي ظاهر و باطني است؛ مثلاً خوردن مال مردم، آتش خوردن است و مصداق كامل آن خوردن مال يتيمان است؛ مانند: آية 10، سورة نساء.

نهم- آياتي كه دلالت دارد بر اينكه وقتي ظلم كه در حقيقت آتش است، در جان انسان ملكه مي‌شود، خود انسان هيزم و مواد سوختي جهنم مي‌شود؛ مانند: آية 15 سورة جن، آية 24 سورة بقره، آية 10 سوره آل‌عمران، آية 98 سورة انبياء.

دهم- آياتي كه دلالت دارد در قيامت، قدرت عمل و كردار انسان به حدي قوي است كه عامل را به صورت خود درمي‌آورد، نظير آية 18 سورة نبأ و احاديثي كه در شرح آن آمده است».[6]

6.تبيين بخش «بيشتر بدانيم»

اين بخش در قالب يك مثال, تصويري از همراهان و رفيقان انسان در اين دنيا و تداوم دوستي آنان با انسان پس از مرگ ارائه مي دهد. اين همراهان عبارتند از جسم وتن انسان كه انسان همواره به دنبال تغذيه مناسب و آراستگي آن است؛ خانواده انسان اعم از پدر, مادر, زن و فرزند و... ؛ مال و ثروت و درنهايت اعمال و رفتار. در اين داستان به خوبي نشان داده شده است كه چگونه انسان زندگي خود را صرف بدن خود, خانواده خويش و جمع اوري مال و ثروت مي كند اما به هنگام مرگ هيچ يك حاضر به همراهي انسان نيستند و تنها عمل انسان است كه در قبر نير ما را رها نمي كند. عملي كه در دنيا بسيار به آن كم توجه هستيم.

7. انديشه و تحقيق

در بخش انديشه و تحقيق، سه تمرين وجود دارد كه دانش‌آموزان بايد آنها را انجام دهند.

در تمرين اول، آنان بايد اين موضوع را بررسي كنند كه آيا اصولاً در مجازات نوع سوم كه همان عينيت يافتن عمل است، ظلم امكان‌پذير است يا نه. مي‌دانيم كه در مجازات‌هاي قراردادي، امكان عدم مساوات و ظلم، وجود دارد؛ يعني، ممكن است مجازاتي بيش از گناه يك شخص، به او بدهند. وقتي خود عمل به صورت مجازات، ظاهر مي‌شود، ظلم معنا ندارد.

در تمرين دوم، دانش‌آموزان جدولي را به صورت زير ترسيم مي‌كنند و تفاوت‌هاي آخرت با دنيا و برزخ را در آن مي‌نويسند.

رديف

دنيا

برزخ

آخرت

1

محل عمل است.

محل عمل نيست.

محل عمل نيست.

2

پروندة عمل باز است.

پروندة عمل باز است.

پروندة عمل بسته است.

3

فقط آثار دنيايي عمل ظهور دارد.

بهره‌اي از آثار اخروي عمل ظهور پيدا مي‌كند.

آثار اخروي عمل به طور كامل ظاهر مي‌شود.

4

آگاهي‌هاي انسان محدود است.

آگاهي انسان به اعمال خود، بالا مي‌رود.

سطح آگاهي انسان به اعمال خود بالا مي‌رود و آنها را به طور حضوري مي‌بيند.

5

امكان تقلب و فريبكاري در محاكمه هست.

-

امكان فريب‌كاري در محاكمه نيست.

6

برخي پاداش‌ها قراردادي است.

-

پاداش‌ها ظهور و تجسم خودِ عمل‌اند.

 

تمرين سوم دربارة حديثي از رسول خدا است. رسول خدا دنيا را به مزرعه تشبيه فرموده است. در اين تمرين، شباهت‌هاي دنيا و آخرت كه مربوط به اين حديث است، درخواست شده است.

اگر دل را زمين مناسب براي كشت بدانيم، چه شرط‌هايي براي رسيدن به برداشت محصول خوب ضروري است؟

1. بذر سالم، همان استعدادها و گرايش‌هاي پاك است.

2. آبياري و تغذية مناسب، همان اعمال نيك است.

3. پاك كردن از خس و خاشاك و علف‌هاي هرز، همان پاك شدن از گناهان است.

4. حفظ كردن از آسيب آفات و حيوانات، جلوگيري از وسوسة شيطان، نفس اماره و دوستان ناباب و عوامل تبليغي ديگر است.

دانستني‌هاي ضروري و اطلاعات مورد نياز معلم

1. برخي از ويژگي‌هاي بهشت كه در قرآن كريم و روايات آمده، به قرار زير است:

- بهشت محل حزن و رنج نيست (سورة فاطر: آيات 35-33).

- مؤمنين با سلامت و امنيت وارد بهشت مي‌شوند (سورة حجر: آيات 48-45 و سورة نحل: آيات 32-30).

- بهشت «دارالسلام» است و سلام يكي از نام‌هاي خداست (سورة انعام: آية 127 و سورة حشر: آية 23).

- در دعا نيز آمده است «اللهم انت السّلام و منك السّلام و لك السّلام و اليك يعود السّلام». سلام بيان يك تعارف و گفتن درود نيست بلكه سلام اسمي از اسماء خداست؛ بنابراين، خودش حقيقتي است، مانند: رحمت، علم و ساير حقايق كه انسان مي‌تواند به آن مرتبه، نايل شود (معادشناسي: ج10- ص 107).

- بهشت، هشت در دارد (اميرالمؤمنين علي (ع)، خصال شيخ صدوق- ص 407 و 408).

- در بهشت بيهودگي و لغو نيست (سورة نبأ: آية 35، سورة واقعه: آية 24 و سورة غاشيه، آيات 10 و 11).

- بهشت، ويژة مؤمني است كه عمل صالح دارد (سورة بقره: آية 82، سورة زخرف: آيات 73-68، سورة مؤمن: آية 40 و سورة محمد: آية 47).

براي آشنايي بيشتر با ويژگي‌هاي بهشت، به كتاب معادشناسي تأليف علامه محمدحسين حسيني طهراني، جلد دهم مراجعه كنيد.

2. دربارة جهنم و ويژگي‌هاي آن، آيات و روايات متعددي آمده است كه به برخي از آنها اشاره مي‌كنيم:

- جهنم، ريشه در تكبر انسان دارد و تكبر نيز از خصلت‌هاي اصلي شيطان است (سورة بقره: آية 34 و آية 87، سورة اعراف: آية 36 و سورة غافر: آية 27)، در حالي كه بزرگي و كبريا ويژة پروردگار متعال است (سورة حشر: آية 23 و سورة اسراء: آية 17).

- مشركان راهي جز جهنم ندارند (سورة حج: آية 31 و سورة بيّنه: آية 6).

- خلقت بهشت قبل از جهنم است؛ امام باقر (ع) در اين باره مي‌فرمايند: خداوند بهشت را پيش از آتش آفريد؛ طاعت را پيش از معصيت، رحمت را پيش از غضب، خير را پيش از شر، زمين را پيش از آسمان، زندگي را پيش از مرگ، خورشيد را پيش از ماه و نور را پيش از تاريكي (روضة كافي: ص 145).

- دوزخ داراي دركات است و گفته‌اند كه هشت طبقه دارد و پايين‌ترين آن جهنم است؛ طبقات بالاي آن به ترتيب: لَطي، حُطَمَه، سَقَر، جَحيم، سَعير و هاويه هستند (مجمع‌البيان، چاپ صيدا، ج3، ص 338).

- جهنم الان موجود است (سورة توبه: آية 44 و سورة عنكبوت: آية 54).

- چگونگي زندگي كردن، مهم‌ترين سؤالي است كه پاسخ درست آن سبب مي‌شود انسان به بهشت نائل شود و از عذاب رهايي يابد.

 

 

منابع

1. علاوه بر منابع ذكر شده در درس‌هاي پيش، جلد دهم از مجموعة معادشناسي، تأليف علامه محمدحسين حسيني‌طهراني توصيه مي‌شود (معلم و دانش‌آموز)

2. نهج‌البلاغه، خطبة 181 (معلم و دانش‌آموز)

3. مواقف حشر، استاد محمد شجاعي، كانون انديشة جوان (معلم و دانش‌آموز)

4. بازگشت به هستي، استاد محمد شجاعي، كانون انديشة جوان (معلم و دانش‌آموز)

3. تجسم عمل و شفاعت، استاد محمد شجاعي، دانش و انديشة معاصر (معلم و دانش‌آموز)

3. آموزش عقايد، استاد محمدتقي مصباح‌يزدي، سازمان تبليغات اسلامي (معلم)

3. واژه‌نامة قرآن، مصطفي اسرار، انتشارات چوگان (معلم و دانش‌آموز). اين كتاب كه براي كمك به ترجمه است، در تمام درس‌ها كاربرد دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

درس نهم:                                                  آهنگ سفر

الف) اهداف

1. هدف كلي: تبيين جايگاه تصميم‌گيري در برنامة زندگي براي رسيدن به هدف و تبيين توانايي نقش مراقبه و محاسبه در اجراي موفق عهد و پيمان

2. اهداف آموزشي:

v      شناخت حقيقت عزم و تبيين رابطة عزم با عهد و پيمان

v      تلاش براي بستن عهدهاي صحيح و تصميم‌گيري‌هاي مناسب با برنامة ديني

v      آشنايي با ضرورت مراقبت از پيمان‌ها و محاسبة نفس براي اجراي موفق پيمان‌ها

v      توجه و انگيزة بيشتر براي داشتن مراقبه و محاسبه در زندگي

 

ب) محورهاي اصلي درس

  1. انسان‌هاي بزرگ و موفق، انسان‌هاي صاحب عزم بوده‌اند.
  2. انسان ديندار، براي رسيدن به رستگاري، با خداوند عهد مي‌بندد.
  3. قرآن كريم و روايات معصومين (صلوات الله عليهم) مسلمانان را دعوت به مراقبت از پيمان‌ها و محاسبة نفس مي‌كنند.
  4. شرط موفقيت در پيمان‌ها و اجراي درست آنها داشتن مراقبه و محاسبه در زندگي است.
  5. باقي بودن بر عهدهايي كه انسان با خدا مي‌بندد، شرط اصلي دينداري است.

 

ج. سابقه دانشی دانش آموز در کتابهای سابق

دانش‌آموز با برخي از مفاهيم اين درس در كتابهاي سابق به اين نحو آشنا شده است:

پیامهای آسمان:

 سال هشتم:

درس پانزدهم: مزدوران شیطان (تنبلی و عجله)،

درس نهم: تدبیر زندگانی (اسراف و مدگرایی و مصرف گرایی)

درس دهم: دو سرمایه گران بها (عمر و اندیشه)

سال نهم

درس دوم: در پناه ایمان (ایمان و آثار ذکر: آرامش درونی و رهایی از بیهودگی)

همچنین در کتابهای درسی سبک زندگی و ادبیات فارسی مقاطع و پایه های متعدد به تناسب مطالبی درباره این موضوع فراگرفته است.

 

ج) اجزاي تدريس

اين درس داراي اجزاي زير است:

1. تصميم و عزم براي حركت

در اين بخش نقش عزم و تصميم براي انجام كارها بيان شده است. در اين بخش مفاهيمي همچون عزم، اراده، خواستن، تصميم، ميل و... همه به يك معني است و در اين بخش نيازي به وارد شدن به تفاوت معنايي موارد فوق نيست. دانش آموز بايد  بداند تصميم گرفتن براي انجام كارها نقش بسيار مهمي در به ثمر رسيدن به كارها دارد.انسان موفق كسي است كه تصميم بگيرد و راه خود را انتخاب كند و براي اين راه نيز برنامه ريزي كند.

در اين بخش صرفا به برنامه ريزي اشاره شده است و نيازي به بحث درباره مهارتها و شيوه هاي برنامه ريزي نيست چرا كه دانش آموز قبل از اين سال مطالب فراواني درباره برنامه ريزي در كتابهاي تعليم و تربيت ديني و ادبيات فارسي و مهارتهاي زندگي آموخته است. همچنين دانش آموز تاكنون با شخصيتهاي متعددي كه داراي اراده قوي بودند و با تصميم خود و طلب ياري از خداوند كارهاي بزرگي انجام داده اند آشنا شده است افرادي از قبيل پيامبران، امامان، دانشمندان بزرگ،‌ شهدا و... . بنابراين دبير محترم مي تواند از دانش خود دانش آموز براي تفهيم و تبيين مطلب استفاده كند.

يكي از نيازهاي جدي امروز دانش‌آموزان، ارائة برنامة زندگي در چارچوب دين است. دبيراني كه انتظار دارند كتاب درسي به مسائل مورد نياز دانش‌آموزان بپردازد، توجه دارند كه اين درس به يكي از مهم‌ترين نيازهاي آنها مي‌پردازد. نيازها فقط ذكر برخي از احكام، مانند احكام نماز و روزه و موسيقي و مانند آنها نيست. اگر ما بتوانيم دانش‌آموزان را به يك برنامه‌ريزي بر مبناي دين تشويق كنيم و به سوي آن سوق دهيم، اين كار سبب مي‌شود كه آنان جذب برنامه‌هاي غيرديني و سكولار كه جايي براي احكام الهي نمي‌گذارند، نشوند. امروزه، آنان مورد هجوم انواع و اقسام برنامه‌ها تحت عناوين مختلفي چون، مهارت‌هاي زندگي، برنامه ريزي براي موفقيت و زندگي موفق هستند. اين قبيل برنامه‌ريزي‌ها، با توجه به جذابيت‌هاي ظاهري و روش‌هاي عملي كه دارند، نيازهاي دانش‌آموزان را به نحو كاذب برمي‌آورند و توجه آنان را به دين به عنوان برنامه‌اي براي زندگي، كم مي‌كنند.

نكته: دانش‌آموزان بايد تصور بهتري از واجبات و محرمات به دست آورند كه يكي از مسائل آنان اين است: چرا دين اين‌قدر به ما امر و نهي مي‌كند؟ چرا ما را محدود مي‌كند و مرتب به انسان مي‌گويد بكن يا نكن؟ چرا نهي‌هاي دين زياد است؟ مي‌گويد اين نوشيدني را نخور، آن غذا را نخور، آن موسيقي را نشنو، آن لباس را نپوش و ...؟

همين اشكالات باعث شده كه برخي از آنان در مقابل كلماتي مانند «واجب» و «حرام» حساسيت داشته باشند. ما بايد بتوانيم تصور آنها را از واجبات و محرمات اصلاح كنيم و به آنها يادآوري كنيم:

اولاً، زندگي هركس جدي‌ترين مسئلة اوست؛ چرا كه زندگي و حيات او، همه چيز اوست و اگر كسي جدي بودن آن را دريابد، خودش را درنيافته و جدي نگرفته است. پيام قرآني «ان الانسان لفي خسر» خطاب به اين‌گونه افراد است.

ثانياً، هركس زندگي را جدي بگيرد، بايد براي آن برنامه داشته باشد. برنامه چيزي نيست جز مجموعه‌اي از بايدها (واجبات) و نبايدها (محرمات). مي‌بينيم كسي كه ورزش را جدي مي‌گيرد، چه بايدها و نبايدهاي سختي براي خود تنظيم مي‌كند. كسي كه مطالعه و درس خواندن راجدي مي‌گيرد، چه برنامه‌ريزي دقيقي مي‌كند.

البته هركس كه ورزش و مطالعه را جدي نگيرد به ثمرات و فايده‌هاي آنها هم نمي‌رسد و استعداد جسماني و علمي خود را از دست مي‌دهد و تلف مي‌كند.

بايدها و نبايدهاي دين دربارة كل زندگي است. هركس در زندگي جدي بود و رسيدن به سعادت حقيقي برايش اهميت داشت، درمي‌يابد كه چقدر بايدها و نبايدهاي دين ساده و آسان و قابل عمل است.

از دانش‌آموزان بخواهيم واجبات و محرمات دين را مقايسه كنند با كاري كه يك فرد براي قبولي در آزمون سراسري و كسب رتبة اول انجام مي‌دهد و نتيجة اين دو را نيز با هم مقايسه كنند و ببينند كه فاصله‌اي به اندازة بي‌نهايت ميان آنهاست، تا بهتر دريابند كه تا چه اندازه واجبات و محرمات دين آسان است.

ثالثاً، به دانش‌آموزان يادآوري مي‌كنيم كه واجبات و محرمات دين را نبايد با زندگي انسان‌هاي سكولار مقايسه كنند. آنان اعتقادي به آن هدف بزرگ ندارند و هدف اصلي آنها لذت بردن از زندگي دنيايي ورسيدن به خوشي‌هاي اين جهاني است. البته آنان با انتخاب همين زندگي، ضربه‌اي خطرناك به زندگي انسان زده‌اند و آسيب‌هايي به حيات اجتماعي همة انسان‌ها وارد كرده‌اند، به طوري كه جامعة بشري را در معرض سقوط قرار داده‌اند.

2. انجام فعاليت مقايسه

 در اين فعاليت، دانش‌آموزان، انسان‌هايي صاحب عزم را با انسان‌هاي فاقد عزم مقايسه مي‌كنند. اين مقايسه سبب مي‌شود كه خودشان ويژگي‌هاي مثبت را به انسان‌هاي صاحب عزم و ويژگي‌هاي منفي را به انسان‌هاي فاقد عزم نسبت دهند و در يك همانندسازي، بكوشند كه خودشان نيز مصداق انسان‌هاي صاحب عزم باشند.

شايسته است تلاش كنيم كه اين فعاليت حتماً توسط دانش‌آموزان انجام شود و از طرف ما ديكته نگردد، تا آن تأثير مورد نظر به دست آيد.

3. عهد بستن با خداوند

 در اين بخش يادآوري مي شود كه انسان با خداوند عهد مي بندد و به هر مقدار كه طرف عهد بزرگ باشد خود عهد و ميزان پايبندي به عهد بزرگتر و مهمتر مي شود.

بهترين كسي كه مي توان با او عهد بست خداوند است چرا كه طرف عهد در تمامي مراحل اجراي عهد ياريگر خواهد بود و به هر ميزان كه از او كمك بخواهيم به ما كمك خواهد كرد. برخلاف عهدهاي بشري كه كاملا مسئوليت اجرا با خود انسان است و طرف عهد فقط به وظايف خودش عمل مي كند.

علاوه بر اين ما با خداوند بر سر موضوعي عهد مي بنديم كه ضامن سعادت و موجب رستگاري ما مي شود و در اين فرآيند خداوند سودي نمي برد كه هيچ نيازي به سود بردن ندارد و صرفا مي خواهد ما رستگار شويم و جالب اينكه ما هر مقدار خود را پايبند و جدي در عهد خود نشان دهيم خداوند به همان ميزان ما را بيشتر ياري خواهد كرد. عهد اصلي هم كه با خداوند وجود دارد بر سر عمل به واجبات و ترك محرمات است.

در اين بخش درباره زمان و مكان عهد بستن صحبت شده است كه بهتر است انسان در زمانها يا مكانهاي خاصي با خداوند عهد ببندد؛ اين تاكيد از آن جهت است كه انسان در اين مكانها و زمانها تمركز بيشتري دارد و در واقع ارتباط بهتري با خداوند برقرار مي كند. خداوند همواره آگاه و ناظر بر اعمال ماست و برايش زمان و مكان خاص تفاوتي ندارد و همه به يك ميزان آگاهي دارد. تاكيد بر اين زمانها و مكانها براي ما انسانهاست كه دچار غفلت مي شويم. به همين دليل حضور در برخي مكانها از قبيل مسجد و مرقد مطهر ائمه و مكانهاي مقدس مي تواند تمركز ما را بيشتر كند و ارتباط ما را با خداوند قوي تر كند و به عبارتي ما بهتر متوجه عهد و پيمانشان هستيم. زمان نيز همين نقش را دارد انسان بعد از نماز يا بعد از دعا و يا قرآن خواندن ارتباط بيشتري با خداوند برقرار مي شود؛ بنابراين بهتر است در اين مكان ها و زمانها با خداوند عهد بسته شود.

همچنين چون انسان فراموش كار است بهتر است عهد و پيمان خود را مكتوب كند و هر چند وقت يك بار به آن مراجعه كند و باز مرور كند كه چه عهدي با خداوند بسته است. اين موجب مي شود مرور زمان كه آفت عهد و پيمان است موجب كمرنگ شدن و يا از بين رفتن عهد و پيمان نشود.

4.مراقبت

براي آنكه بر عهد خود با خداوند ثابت قدم باشيم بايد هر روز عهد خود را مرور كنيم و اگر موانعي در مسير عمل به عهد بود آن را برطرف كنيم .در كتاب عهد به نوزادي تشبيه شده است كه براي به ثمر رسيدن نياز به مراقبت و توجه ويژه دارد.

  1. انجام فعاليت« بررسي»

 فعاليتي با عنوان بررسي در اينجا آمده است كه از دانش آموز مي خواهد به موانع اجراي تصميم اشاره كند. اين بررسي توسط خود دانش آموزان و با همفكري گروهي انجام مي شود. اگر دانش آموزان خودشان به اين موانع اشاره كنند در اين صورت موانع موجود در سن خودشان كه مانع از اجراي تصميم مي شود مورد بررسي كلي قرار گرفته است. در واقع با همفكري  استفاده از نظرات همگان آسيبهاي موجود در اين سن در اجراي تصميم بررسي و حتي به ارائه راهكار نيز منجر مي شود. اين فعاليت مي تواند مكمل دو بحث گذشته در تصميم گيري و مراقبه باشد كه دانش آموز بداند در اين دو امر چه چيزهايي مي تواند مانع از موفقيتش باشد.

6.اصل محاسبه و ارزيابي

در اين قسمت، دبير دربارة محاسبه و رابطة آن با پيمان بستن و مراقبت از پيمان با دانش‌آموزان صحبت مي‌كند و براي ملموس كردن موضوع، از مثال‌هاي مختلف استفاده مي‌كند، مانند اينكه: مغازه‌داران و شركت‌هاي توليدي داراي ارزيابي و محاسبه هستند. پزشكان، بعد از عمل جراحي از مريض مراقبت مي‌كنند و قبل از ترخيص او، يك ارزيابي از وضعيت كلي بيمار انجام مي‌دهند. از دانش‌آموزان نيز خواسته مي‌شود تا نمونه‌هاي ديگري ذكر كنند.

در روايات موجود از پيامبر اكرم و ائمه عليهم السلام تاكيد فراواني بر محاسبه نفس صورت گرفته است. در اين جا دو روايت آمده است يكي از پيامبر اكرم كه تاكيد بر محاسبه نفس دارد و ديگري از امير المومنين كه انسان محاسبه گر را انسان زيرك معرفي كرده است.

كاري كه دقيقا در محاسبه نفس از انسان خواسته شده است و بهتر است هر انسان زيركي آن را انجام دهد اين است كه با خودش خلوت كند و ببيند در طول روز از اول تا آخر شب چه كرده است و كدام كار مورد رضايت خداوند و كدام موجب خشم خداوند شده است. بابت هر كار حرام يا ناپسند از خداوند طلب مغفرت كند و بابت هر كار حلال و خيري كه توفيق انجام داشته است خداند را شكر كند. اگر كسي مداومت بر اين كار داشته باشد قطعا موفقيت هاي بزرگي در زندگي خواهد داشت و ديگر هواي نفس و شيطان نمي تواند به راحتي بر او غلبه كند.

7.تبين بخش «بيشتر بدانيم»

قسمت اول بيشتر بدانيم در بخش تمهيدات همين درس به صورت مفصل توضيح داده شده است.

قسمت دوم بيشتر بدانيم معرفي سايتهايي است كه به نوجوانان در يافتن پاسخ پرسش‌هاي فراواني كه دارند كمك خواهد كرد. طبيعي است در كلاس دبير محترم نتواند به تمامي سوالات دانش‌آموزان پاسخ دهد؛ نه فرصت اين كار فراهم است و نه توان. بنابراين بهتر است دانش‌آموزان به اين سمت سوق داده شوند تا در سوالات ديگر نيز به اين منابع مراجعه كند.

8.پيامبر و اهل بيت ايشان، برترين اسوه‌ها

داشتن الگو در كارها موجب مي‌شود انسان با اطمينان و  توان بيشتري اقدام به كار كند. اين اصلي است كه در همه امور رعايت مي‌شود. وقتي به دانش‌آموز نوشتن را مي‌آموزند معلم مي‌نويسد و مي‌گويد اينگونه بنويس. وقتي به هنرآموز هنري آموخته مي‌شود، وقتي به كارآموز كاري آموخته مي‌شود و ... به او نمونه‌اي از انجام كار نشان داده مي‌شد تا با چشم خود ببيند كه مي‌شود اين كار را انجام داد تا او نيز انجام  دهد.

وقتي ما در همه كارها داشتن الگو را يكي از ضروريات آموزش و اقدام مي‌دانيم چرا در امر هدايتي كه رستگاري دنيا و آخرت ما را به دنبال دارد اين كار را نكنيم.دين اسلام با توجه به اينكه داشتن الگو يك اصل عقلاني است در مسير هدايت براي انسان‌ الگوهايي معرفي كرده است.

در اين بخش, پيامبران و ائمه به عنوان الگوي تمامي انسان‌ها در مسير رسيدن به سعادت معرفي شده‌اند. اين الگوها با وجود اينكه قرنها قبل از ما زندگي كرده‌اند ولي سيره زندگي‌شان و نحوه بندگي آنان همواره براي تمامي انسان‌ها سرمشق است و فاصله زماني نمي‌تواند مانع از الگوگيري از آنها باشد. بنابراين تمامي پيامبران الهي و ائمه عليهم السلام مي‌توانند سرمشق ما در جهت رسيدن به خداوند  باشند.

در اين بخش داشتن برنامه زندگي نيز به عنوان يكي از كارهايي كه بندگان صلاح خداوند در زندگي خود به آن پايبند بودند به عنوان نمونه الگوگيري مطرح شده است. ما نمونه‌هاي متعددي داريم كه ائمه عليهم السلام براي كارهاي خود وقت مشخصي داشته‌اند و سعي مي‌كردند در همان وقت كارهايشان را انجام دهند تا تاثيرگذاري‌اش بيشتر و نظم بيشتري به زندگي‌شان داده شود.

لازم به يادآوري است كه دانش‌آموز طي سالهاي گذشته با الگوهاي مذكور و با ابعاد مختلفي از زندگي آنها آشنا شده است كه اين امر يادگيري اين موضوع را بسيار تسهيل مي‌كند.

9.تبين بخش «بيشتر بدانيم»

در اين بيشتر بدانيم اميرالمومنين عليه السلام نحوه زندگي خود را فرموده و بيان كرده است كه شما توانايي زندگي به همانند زندگي من را نداريد ولي مي‌توانيد به من كمك كنيد. ايشان با معرفي چهار كار از مومنان طلب ياري مي‌كند.

اصل اين روايت از اين قرار است

أَلَا وَ إِنَّ لِكُلِّ مَأْمُومٍ إِمَاماً يَقْتَدِي بِهِ وَ يَسْتَضِي‏ءُ بِنُورِ عِلْمِهِ أَلَا وَ إِنَّ إِمَامَكُمْ قَدِ اكْتَفَى مِنْ دُنْيَاهُ بِطِمْرَيْهِ‏ وَ مِنْ طُعْمِهِ بقرصیه أَلَا وَ إِنَّكُمْ لَا تَقْدِرُونَ عَلَى ذَلِكَ وَ لَكِنْ أَعِينُونِي‏ بِوَرَعٍ‏ وَ اجْتِهَادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سَدَادٍ[7]

چهار كار مهمي كه ايشان از مومنان مي‌خواهد با انجام دادنشان امام را ياري كنند عبارت است از

پرهيزكاري

كوشش

عفت

درستكاري

مي‌توان گفت منظور حضرت از اينكه انسان مومن مي‌تواند با انجام اين كارها ايشان را ياري كند اين است كه درست است كه نمي‌توانيد در حد من تقوا داشته باشيد و مومن زندگي كنيد ولي اگر در حد خودتان بتوانيد به اين امور عمل كنيد در واقع به من كمك كرده‌ايد در اثبات اين موضوع كه تعاليم دين اسلام براي تعالي تمامي انسان‌هاست و هر كسي مي‌تواند به اندازه توان خود به آنها عمل كند و رشد نمايد. بنابراين عمل شما در اثبات حقانيت مسير من و دين من است و اينگونه انسا‌ن‌هاي بيشتري از دين اسلام و از امام شما الگو مي‌گيرند چون اثر دين را در اطرافيان امام نيز مي‌بينند و اطمينان خاطر بيشتري مي‌يابند. اينگونه ديگر تصور نمي‌شود كه اين دين خاص علي است و كسي توانايي عمل به اين دين را ندارد.

10.دفتر برنامه‌ريزي

در اين بخش جدولي جهت عمل به برنامه‌ريزي آمده است. دانش‌آموز مي‌تواند در اين بخش كارهاي مهم خود را بنويسد و مراقبت خود را در آن ثبت كند كه و بر اساس آن به ارزيابي پايبندي‌اش به عهد خود بپردازد. در اين جدول مي‌تواند عهدهاي كلي و عهدهاي خاص را يادداشت كند.

اين جدول صرفا يك پيشنهاد است و دانش‌آموزان مي‌توانند با ابتكار خود جداول خيلي بهتري طراحي كنند و مطابق زندگي و نيازهايشان تغييراتي در آن ايجاد كنند.

مساله مهم در اي جدول اين است كه دانش‌آموز به هيچ وجه نبايد در اين جدول در كتاب چيزي بنويسد. چرا كه اين امر كاملا شخصي و خصوصي است و امري است ميان بنده و رب. اين جدول درصدد ارائه الگو براي داشتن جدول برنامه‌ها و عهدهاست. بنابراين دانش‌آموز با طراي از روي اين الگو و ايجاد تغيير در آن مي‌تواند خود و كارهايش را به خوبي مورد ارزيابي و مراقبت قرار دهد بدون اينكه كسي از آن مطلع شود.

 

الف) دانستني‌هاي ضروري معلم

1. توضيحاتي دربارة مراقبه و محاسبه: موضوعات اصلي اين درس، مراقبه و محاسبه است. علماي اخلاق و سلوك با استفاده از سيرة معصومين (ع) به اين دو موضوع توجه كرده‌اند و بر ضرورت آن در برنامة زندگي بسيار پاي فشرده‌اند.

مستند اصلي اين دو موضوع، كتاب خدا و سيرة معصومين (ع) است. در متن درس به آياتي از قرآن كريم و رواياتي از سيره اشاره شده است. وقتي از محاسبه و مراقبه سخن مي‌گوييم، سلوك عرفاني در ذهن تداعي مي‌شود، اما بايد توجه كنيم كه اين دو موضوع بايد در هر برنامه‌ريزي ملحوظ شوند وگرنه آن برنامه نتيجه نخواهد داد. كسي كه درس مي‌خواند يا كسب و كاري انجام مي‌دهد يا يك رشتة ورزشي را دنبال مي‌كند، اگر طالب موفقيت است، بايد مراقبه و محاسبه انجام دهد.

مراقبت از برنامه و سنجش ميزان عملكرد، لازمة هر برنامه است و سبب مي‌شود كه هم برنامه به خوبي پيش رود و هم عوامل تقويت و نقاط ضعف، مشخص گردند. راه زندگي نيز كه راه كمال است، مانند هر برنامة ديگر به مراقبه و محاسبه نياز دارد. لذا وقتي از اين دو لفظ سخن به ميان مي‌آيد، ضرورتاً بحث تخصصي عرفان مورد نظر نيست، گرچه برنامه و راه زندگي در مراتب عالي خود به سلوك معنوي منتهي مي‌شود. بر همين اساس، استاد شهيد مطهري در كتاب «تعليم و تربيت در اسلام» به ضرورت اين دو موضوع اشاره كرده است، مي‌گويد:

«در تعليم و تربيت‌هاي ديني و مذهبي وجود دارد و در تعليم و تربيت‌هاي غيرمذهبي وجود ندارد و نمي‌تواند هم وجود داشته باشد. مطلبي را علماي اخلاق مي‌گويند و عرفا فوق‌العاده روي آن تكيه دارند و در متون اسلامي توجه زيادي بدان شده است و آن، چيزي است به نام «مراقبه و محاسبه». در آموزش و پرورش‌هاي غيرمذهبي اين‌گونه مفاهيم پيدا نمي‌شود. مراقبه و محاسبه، اصلاً مفهوم ندارد و طرح نمي‌شود؛ ولي در تعليم و تربيت ديني، چون اساس، مسئلة خدا و پرستش حق است، قطعاً اين مسائل مطرح است. در قرآن كريم آيه‌اي داريم كه من اين آيه را شايد مكرر طرح كرده باشم؛ چون آن دوره‌اي كه ما قم بوديم عالم بزرگي كه اخلاق مي‌گفت، يك مدتي روي اين آيه تكيه كرده بود؛ و چون اين آيه بيشتر به گوشمان خورده و بيشتر روي آن فكر كرده‌ايم، گويي يك جلوة ديگري در ذهن من دارد. از آيات آخر سورة مباركة حشر است؛ قبل از آن آيات توحيدي اين آيه است: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُون * وَ لا تَكُونُوا كَالَّذينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُون»[8]. اينجاست كه علماي اخلاق اسلامي با الهام از اين آيه، مسئله‌اي را مطرح مي‌كنند كه مي‌گويند ام‌المسائل اخلاق است؛ مادرِ همة مسائل اخلاقي است و آن «مراقبه» است. مراقبه يعني با خود معاملة يك شريكي را بكن كه به او اطمينان نداري و هميشه بايد مواظب باشي. مثل يك بازرسي كه در اداره است. يعني، خودت را به منزلة يك اداره تلقي كن و خودت را به منزلة بازرس اين اداره [تلقي ‌نما] كه تمام جزئيات را بايد بازرسي و مراقبت كني»[9]

- مرحوم علامه حسيني تهراني در معناي مراقبه و محاسبه مي‌نويسد:

«مراقبه؛ و آن عبارت است از آنكه سالك در جميع احوال مراقب و مواظب باشد تا از آنچه وظيفة اوست تخطّي ننمايد و از آنچه بر آن عازم شده، تخلف نكند ... .محاسبه؛ و آن عبارت است از اينكه وقت معيني را در شبانه‌روز براي خود معين كند و در آن وقت به تمام كارهاي شبانه‌روز خود رسيدگي بنمايد و اشاره به آن است آنچه حضرت موسي‌بن جعفر عليهماالسلام فرموده است كه: ليس منا من لم يُحاسب نفسهَ كلَّ يوم مرّةً».[10]

- آيت‌الله ميرزا جوادآقا ملكي تبريزي رحمت الله عليه مي‌فرمايد:

«باري، سالك راه خدا را بعد از توبه، لازم است از مشارطه و مراقبه و محاسبه. در اول صبح مشارطه با نفس نمايد، مشارطة شريك و سهيم در اعز و انفس سرمايه‌ها و در عرض روز تا وقت خواب مراقبت كامل و در وقت خواب محاسبة كامل از تمام آنچه در اين مدت صرف كرده است؛ از وقتش و از قواي ظاهري و باطني و آنچه از نعمت‌هاي الهي در آن صرف كرده يا مهمل گذاشته. همة اينها به قراري كه علماء اخلاق نوشته‌اند، عمل نمايد. تفصيل آن را موكول به كتب اخلاق كه نوشته شده (واقعاً هم خوب نوشته‌اند) مي‌نمايد».[11]

مراقبه از ديدگاه علامه طباطبائي

در بيشتر بدانيم صفحه 88 نامه‌اي از مرحوم علامه آمده است كه در جواب جواني كه درخواست دستورالعملي از ايشان كرده بود نوشته است. در اينجا دو نامه مرحوم علامه و جوان كه بين ايشان مبادله شده است كامل مي‌آيد تا اهميت و جايگاه موضوع به خوبي روشن شود.

نامه اول

بسم الله الرحمن الرحیم

محضر مبارک نخبة الفلاسفة و آیة الله العظمی جناب آقای طباطبائی ادام الله عمرکم ماشاءالله

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

کوتاه سخن آنکه جوانی هستم 22 ساله، میزان تحصیل پنجم ریاضی. اشتغالات فعلی تحصیلات حوزه قم حدود لمعه اصول الفقه. آخوندزاده. محیط زیست: دو سال سربازی در تهران، شش سال کودکی در قم، تحصیلات اولیه و بیشتر تحصیلات دبیرستان نیز در قم، چند سالی کرمانشاه.

چنین تشخیص می دهم که تنها ممکن است شما باشید که به این سؤال من پاسخ دهید. در محیط و شرایطی که زندگی می کنم هوای نفس و آمال و آرزوها بر من تسلط فراوانی دارند و مرا اسیر خود ساخته اند و سبب آن شده اند که مرا از حرکت به سوی الله، و حرکت در مسیر استعداد خود بازداشته و می دارند.

درخواستی که از شما دارم برای من بفرمایید بدانم به چه اعمالی دست بزنم تا بر نفس مسلط شوم و این طلسم شوم را که همگان گرفتار آنند بشکنم و سعادت بر من حکومت کند؟

یادآور می شوم نصیحت نمی خواهم و الا دیگران ادعای ناصحیت فراوان دارند. دستورات عملی برای پیروزی لازم دارم. همان گونه که شما در تحصیلات خود در نجف پیش استاد فلسفه داشتید، همان شخصی که تسلط به فلسفه اشراق داشت.

باز هم خاطرنشان می سازم که نویسنده با خود فکر می کند که شفاها موفق به پاسخ این سؤال نمی شود. وانگهی شرم دارم که بیهوده وقت گرانمایه شما را بگیرم. لذا تقاضا دارم پدرانه چنانچه صلاح می دانید و بر این موضوع می توانید اصالتی قائل شوید مرا کمک کنید. در صورت منفی بودن، به فکر ناقص من لبخند نزنید و مخفیانه نامه را پاره کنید و مرا نیز به حال خود وا گذارید. متشکرم.

امضا23/10/1355

جواب علامه به نامه اول جوان

اين نامه در بيشتر بدانيم كتاب آمده است.

 

نامه دوم جوان

بسم الله الرحم الرحیم

محضر مقدس نخبة المجتهدین حجة الاسلام و المسلمین جناب آقای علامه محمد حسین طباطبایی دام مجده

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

خداوند ان شاء الله خیر دنیا و آخرت عطایت فرماید و با اولیا و انبیا محشورت سازد.

برادر عزیز! فراوان احساس کمبودی می‌کنم. هر چه دست و پا می‌زنم و تلاش می‌کنم و به هر جهت می‌نگرم دریا در نظرم وسیعتر جلوه می کند. ندانم در چه مسیری روی گردانم. کدام سفینه را سوار شوم تا به ساحل خوشبختی برسم؟ از شما بردار عزیز استمداد می‌طلبم. نمی‌دانم مرا چه می شود. مدتی است خود را چنان بینم که بر آسمان افکارم ابرهای سنگین و تیره و تار برآمده و عالم مرا غمناک ساخته‌اند حتی غرشی نیست تا ببارد و آسمانی صاف بینم. عامل این تیرگی چیست; نمی‌دانم.

در لا‌به‌لای این حالات فکر می‌کنم اگر سؤال مرا در این موضوع پاسخ گویید راحت شوم.

برادر عزیز! با روشن‌بینی خود و حقیقت‌خواهی خود اگر بتوانید حالت مرا درک کنید و آنچنان جوابم گویید که ناخودآگاه جرقه‌ای در من به وجود آید که تا ابد (مرگ) روشن باشم. آیا می توانید راهنمایی کنید تا عاشق خدا شوم. 2-عاشق پیامبر شوم.3 - عاشق اولیای خدا شوم. راه چیست و چاره کدام؟ اگر راز عشق، مرا آموزید و معشوق را به نیکی برایم بشناسانی ولو بروی خود می روم. اگر حالت عشق در من بتوانی سازی و دستم گرفته به کوی عشق رهبری نمایید و با اشاره معشوق را بنمایی دوان دوان می‌روم حتی لحظه‌ای آرام نمی‌گیرم. اما چه کنم جاهلم و عاشق نیستم.

موقعیت نویسنده: طلبه پایه معلومات: پایان دوره دبیرستان، دیپلم. علوم اسلامی: لمعه و اصول الفقه، سن:23 سال.

استاد عزیز، از قرآن جز خواندن (بدون تعارف) چیزی نمی دانم. از سخنان معصومین تقریبا بیگانه‌ام. چگونه و به چه اندازه بر آنها وارد شوم و چگونه استفاده کنم؟ صبر کنم تا رشد علمی بیابم و یا به موازات تحصیل ... طریق استفاده را نیز بیان فرمایید.

 

جواب علامه به نامه دوم جوان

به عرض شریف می رساند نامه شریف دوم زیارت شد. قبلا نیز یک نامه دیگری رسیده بود که تا‌کنون پاسخ آن نوشته نشده. اصولا در زمستان گذشته در اثر کسالت مزاج و ناراحتی اعصاب نه تنها نامه جناب عالی بلکه نامه‌های زیاد دیگری که در این مدت رسیده تا امروزها برای هیچ کدام نتوانسته‌ام جواب بنویسم. امروزها که کمی حالم رو به بهبودی است تدریجا جواب می‌فرستم. به هر حال عذر گذشته را می‌خواهم.

عرض کنم روشی که برای ما در همه حال و همه شرایط در حد ضرورت است روش بندگی و به عبارت دیگر روش خداشناسی است و راه آن طبق آنچه از کتاب و سنت برمی‌آید همانا یاد خدا و امتثال تکالیف عملی است. یعنی همان مراقبه و محاسبه است که در نامه اولی خدمتتان عرض شد. فعلا به این ترتیب که هر صبح که از خواب بیدار می شوید تصمیم بگیرید که خدا را فراموش نخواهید کرد. آنگاه به طور استمرار خود را در برابر خدا تصور کنید و شب وقت خواب به حساب کارهای روز بپردازید. اگر غفلتی شده استغفار و توبیخ نفس، و اگر نشده حمدی به خدا بکنید. و ضمنا برای تقویت ذکر تا چهل روز، روزی هزار مرتبه طرف صبح با توجه تام کلمه طیبه لااله الاالله بگویید. حال بندگی که از این روش به دست می آید الگو و مقیاس همه حالات زندگی است.

والسلام علیکم

محمد حسین طباطبایی[12]

 

ب) منابع

  1. آنچه يك جوان بايد بداند، رضا فرهاديان، دفتر تبليغات اسلامي (دانش‌آموز)
  2. پرواز تا بي‌نهايت، سازمان عقيدتي سياسي ارتش (دانش‌آموز)
  3. تعليم و تربيت در اسلام، استاد شهيد مطهري
  4. جوان و پرسش‌هاي عرفاني، محمدرضا متقيان، انتشارات مركز مديريت حوزة علميه قم (دانش‌آموز)
  5. خاك‌هاي نرم كوشك، سعيد عاكف، نشر مُلك اعظم (دانش‌آموز)
  6. دغدغه‌هاي جواني، محمدرضا شرفي، انتشارات اميركبير (دانش‌آموز و معلم)
  7. رسالة لب اللباب، علامه حسيني تهراني (ره)، حكمت (معلم)
  8. رستاخيزي در تاريكي، سوسن صفارودي، نشر بهينه (دانش‌آموز)
  9. رمز موفقيت علامه طباطبائي، حميد نگارش، انتشارات امام عصر (دانش‌آموز)
  10. مجموعة «چهره‌هاي درخشان»، جمعي از نويسندگان، انتشارات مدرسه (دانش‌آموز)
  11. مجموعة «نيمة پنهان ماه»، جمعي از نويسندگان، روايت فتح (دانش‌آموز)
  12. نامه‌هاي فهيمه، فهيمه باباييان‌پور، انتشارات سورة مهر (دانش‌آموز)
  13. نه آبي نه خاكي، علي مؤذني، انتشارات سورة مهر (دانش‌آموز)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس دهم

اعتماد به او

الف) اهداف

  1. هدف كلي: توجه به نقش توكل و اعتماد به خدا در تقويت عهدها و پيمان‌ها و تسريع در حركت به سوي خدا
  2. اهداف آموزشي:

-         آشنايي با معنا و جايگاه توكل در قرآن

-         توانايي تشخيص ميان توكل و خطر كردن (ريسك)

-         توضيح اينكه چرا فقط بايد به خدا توكل كرد.

ب) محورهاي اصلي درس

1. پس از تفكر دربارة معاد و عاقبت انسان،و گرفتن تصميم براي حركت در مسير الهي لازم است تا با توكل بر خدا حركت را آغاز كنيم و  پيمان خود را با خدا تجديد كنيم و مصمم‌تر در راه سعادت گام برداريم.

2. حقيقت توكل عبارت است از اين كه در عين اين كه وظايف خود را به نحو احسن انجام مي دهيم اما نتيجه كار را به خدا مي سپاريم.

3. انسان متوكل مطمئن است هر نتيجه اي بدست آيد  به مصلحت اوست. زيرا كار را به خدا سپرده و يقين دارد خداوند آينده اي را مي داند كه او نمي داند و به مصلحت هايي آگاه است كه او آگاه نيست.

4. ملاك توكل به خدا و اعتماد به او، توانايي خداوند در برآوردن حاجات، دانايي او به عوامل سعادت ما و قدرت مطلق خدا براي اجراي هر كاري است.

5. توكل شرايطي دارد: اول آنكه توكل زباني فايده اي ندارد بلكه انسان بايد با تمام وجود اموراتش را به خدا بسپارد و دوم آنكه توكل جانشين تنبلي نيست بلكه فرد بايد با همت فراوان وظايف خود را انجام دهد و مشورت هاي لازم را بكند و كار خويش را به خدا بسپارد

6. هرقدر تصميم‌ها و پيمان‌هاي انسان، بزرگ‌تر باشد، اعتماد بيشتر به خدا و توكل بيشتر به او مورد نياز است. و چون جواني دوران تصميمات بزرگ است از اين رو جوانان نياز به توكل در اين دوران بيشتر است.

7. توكل، با خطر كردن تفاوت دارد. توكل، نشانة شجاعت و ريسك كردن نشانة تهوّر است كه صفت خوبي نيست.

ج) اجزاي تدريس

اين درس شامل اجزاي زير است:

1. تبيين حقيقت توكل:

دبير محترم، ابتدا توكل را معنا مي‌كند و نقش توكل را در تصميم‌گيري‌ها توضيح مي‌دهد. نكته مهم در اين بخش اين است كه علت توكل انسان به خداوند و اعتماد به او، توانايي خداوند در برآوردن حاجات، دانايي او به عوامل سعادت ما و قدرت مطلق خدا براي اجراي هر كاري است. اين قدرت و آگاهي خدا به مصالح ما در آيات سوم سوره طلاق و آيه 216 سوره بقره مورد تاكيد قرار گرفته است كه در درس نيز به آن اشاره شده است.بنابر اين, ما انسان ها كه به دليل علم اندك خود آگاهي لازم را به همه مصالح خود نداريم و از پايان كار خود آگاه نيستيم , در انجام كارهاي خود به خداي عالم و قادر توكل مي كنيم و از او مي خواهيم آنچه خير ما در آن است براي ما رقم زند.

2.انجام فعاليت كلاسي

هدف اين فعاليت اين است كه دانش آموز با تدبر در آيه به اين نكته پي ببرد كه تمام قدرت ها در اختيار خداست و تنها اوست كه مي تواند بدي را از ما دور كند و تنها اوست كه نعمت ها را به ما مي رساند و هيچ مانعي در مقابل او نيست. بنابر اين علت اختصاص توكل به خداوند  اين است كه كسي قدرت ايستادگي در برابر اراده خدا را ندارد, كسي نيست كه بتواند در كار خدا دخالت كند و بازدارنده رحمت يا دوركننده گزند باشد.

3.شرايط توكل حقيقي

در اين قسمت دو شرط توكل حقيقي بيان شده است. شرط اول با توجه به اين نكته ذكر گرديده است كه برخي افراد گمان مي كنند همين كه گفته شود توكل بر خدا كافي است و از اين رو در انجام هر كاري مي گويند توكل بر خدا؛ اما در قلب خود به افراد ديگري در موفقيت كار خود دل بسته اند. از اين رو در اين قسمت اين نكته توجه داده شده است كه توكل حقيقي يعني در قلب خود نيز باور داشته باشيم كه تنها خدا چاره ساز است و ديگران همگي سبب و وسيله هايي هستند كه خدا در پيش راه ما قرار مي دهد و اگر خدا نخواهد هيچ كس هيچ كاري نمي تواند براي ما بكند.

شرط ديگر، رابطة ميان توكل و احساس مسئوليت است. توكل، جانشين تنبلي و ندانم‌كاري نيست و براي كسي است كه با فكر و تدبير، مسئوليت خود را شناخته و قدم در راه انجام دادن آن گذاشته است. نمونة برجستة انسان‌هاي متوكل، پيامبر اكرم (ص) و ائمة اطهار (ع) هستند كه همواره در انجام دادن مسئوليت‌هاي خود، كوشا بوده‌اند.

جامعة اسلامي و نظام اسلامي ما نيازمند همت‌هاي بلند، تصميم‌هاي بزرگ و به تبع آن، آدم‌هاي متوكلي است كه با عزم راسخ وارد زندگي اجتماعي شوند و كشتي امت اسلامي را در ميان توفان‌هاي سهمگين مستكبرين به پيش ببرند و عقب‌ماندگي‌هاي چند صدساله را جبران كنند و زمينه‌ساز تمدني شوند كه ان‌شاءالله به دست امام عصر (ع) برپا خواهد شد و عدالت جهاني را پديد خواهد آورد. ما معلمين به اندازة توان خود بايد بتوانيم اين بلندنظري‌ها را به دانش‌آموزان بدهيم و آنان را انسان‌هايي مصمم و متوكل تربيت كنيم و آنها را از تنبلي و دون‌همتي دور سازيم. از اين‌رو، ضروري است كه اين قبيل نكات را در لابه‌لاي تدريس خود بگنجانيم و توجه دانش‌آموزان را به آنها جلب كنيم.

4.تصميم و توكل

همچنين، لازم است كه دبير بر دوره‌هاي نوجواني و جواني به عنوان دوران تصميم‌هاي مهم و سرنوشت‌ساز تأكيد كند و با ذكر نمونه‌هاي عيني و شواهد مختلف، نشان دهد كه چگونه انسان‌هاي بزرگ توانسته‌اند با تصميم‌گيري‌هاي درست در دورة نوجواني و جواني، به مقام‌هاي بزرگي برسند. آنان كه راه به جايي برده‌اند، معمولاً كساني بوده‌اند كه در نوجواني و جواني، بهترين تصميم‌ها را گرفته و از انرژي متراكم اين دوران به نحو مطلوب استفاده كرده‌اند. در مواردي نيز، برخي در سنين بالاتر كارهاي بزرگي كرده‌اند، اما اينها استثنا بوده‌اند.

پس از تشويق كردن دانش‌آموزان به گرفتن تصميم‌هاي مهم در زندگي، لازم است دبير نياز بيشتر نوجوانان و جوانان به توكل را نيز تبيين كند.

5. انجام فعاليت كلاسي

اصطلاح خطر كردن معمولا در جايي به كار مي رود كه شخص عملي را انجام مي دهد يا راهي را مي رود كه با خطرات احتمالي آن آشنايي چنداني ندارد و بي احتياطي پيش مي گيرد. اگر بخواهيم بر اساس علم اخلاق توضيح دهيم شجاعت يك فضيلت اخلاقي است كه حد وسط ميان ترس(جبن) و بي باكي( تهور) است. برخي افراد نمي توانند تصميم هاي بزرگ بگيرند كه اين ناشي از ترس آنهاست.  برخي افراد هم بدون محاسبه تصميم هاي بزرگ مي گيرند و اين ناشي از تهور آنان است. كار اين گروه را خطر كردن يا ريسك مي گويند. اما آنان كه با محاسبه و مشورت و تعقل تصميم هاي بزرگ مي گيرند اهل شجاعتند.

بنابراين افراد اهل توكل كساني اند كه با محاسبه و تعقل و مشورت تصميم مي گيرند و كار خود را با توكل بر خدا شروع مي كنند اما افراد اهل خطر بدون هيچ محاسبه و مشورتي قدم در راه مي گذارند

 

د) انديشه و تحقيق

در اين بخش، سه تمرين قرار گرفته است:

تمرين اول، دانش‌آموزان به آيات و متن درس مراجعه مي‌كنند تا فوايد توكل را مشخص نمايند، فوايدي مثل تقويت عزم، تجديد محكم‌تر پيمان، ورود محكم‌تر و استوارتر در كارهاي بزرگ، افزايش شجاعت، قدرت تحمل و صبر بيشتر، از دست ندادن آرمان‌ها، خسته نشدن در بين راه، دوري از تنبلي و ...

تمرين دوم، براي رفع يك بدفهمي است و آن، اينكه برخي توكل را بهانه‌اي براي توجيه تنبلي خود قرار مي‌دهند. دانش‌آموزان بايد با استفاده از آية 159 سورة مباركة آل‌عمران، اين موضوع را توضيح دهند. اين آيه دربارة پيامبر اكرم (ص) است. ايشان انساني خستگي‌ناپذير و شجاع بود و به خاطر نجات انسان‌ها، با روي باز با مردم روبه‌رو مي‌شد. همچنين، در همين آيه، خداوند از او مي‌خواهد كه بيشتر توكل كند. روشن است كه توكل، سبب تنبلي نمي‌شود.

تمرين سوم، براي آن است كه دانش‌آموزان، شرايط توكل درست را بيان كنند كه در كتاب به دو مورد اشاره شده است.

هـ) پيشنهاد

فعاليت اول، يك كار تحقيقي ساده است كه در مورد يكي از داستان‌هاي مثنوي انجام مي‌گيرد. اين تحقيق سبب آشنايي بيشتر دانش‌آموزان با ادبيات ايران و آثار مولوي مي‌شود. دانش‌آموزان مي‌توانند با مطالعة اين داستان، آن را در كلاس براي ديگران بازگو كنند يا در قالب يك نمايشنامه به اجرا درآورند. داستان ياد شده در دفتر اول مثنوي با عنوان قصة نخجيران و بيان توكل و ترك جهد كردن، آمده است و موضوع آن، اين است كه عده‌اي شكارچي در شكارگاهي كه در آنجا شيري سكونت داشت، شكار مي‌كردند. اين شير به شكار آنها حمله مي‌كرد و آن را مي خورد. آنها به شير گفتند: اگر به شكار ما حمله نكني، ما غذاي تو را تأمين مي‌كنيم. شير گفت: من بي‌وفايي‌هاي بسيار ديده‌ام و نمي‌توانم به عهد شما اطمينان داشته باشم. آنها گفتند: به قضا و قدر الهي دلخوش باش و به خدا توكل كن. شير گفت: همان كسي كه توكل را به مردم آموزش داده است، يعني همان پيامبر از ما خواسته است كه جدّ و جهد و تلاش كنيم؛ و بدين‌ترتيب داستان ادامه مي‌يابد. در اينجا، چند بيت از اين شعر را كه به توكل مربوط مي‌شود، از زبان شير مي‌آوريم:

گفت آري گر توكل رهبر است                                               اين سبب هم سنت پيغمبر است

گفت پيغمبر به آواز بلند                                                           با توكل زانوي اشتر ببند

رمز الكاسب حبيب الله شنو                                                       از توكل در سبب كاهل مشو

رو توكل كن تو با كسب، اي عمو                                            جهد مي‌كن كسب مي‌كن مو به مو

جهد كن، جدّي نما تا وارهي                                   ور تو از جهدش بماني، ابلهي

فعاليت دوم، مراجعه به آية 99، سورة نحل است كه نشان مي‌دهد شيطان بر چه كساني مسلط نمي‌شود.

دانستني‌هاي ضروري و اطلاعات مورد نياز معلم

1. ملاك و مبناي توكل: همان‌طور كه مرحوم ملا مهدي نراقي در كتاب «جامع السعادات» توضيح داده است، توكل بر اين پايه استوار است كه جز خدا مؤثري در وجود نيست (لا مؤثر في الوجود الّا الله) و اين يكي از مراتب توحيد است. در حقيقت، انسان موحد مي‌تواند انسان متوكل باشد. كار شيطان اين است كه انسان را از توحيد خارج كند و به شرك بكشاند. انسان بايد بكوشد كه از اين حقيقت كه مؤثري جز خدا در عالم نيست، آگاه شود و قلبش نيز به اين حقيقت ايمان آورد. اگر اين‌گونه شد، حالت توكل در انسان پديد مي‌آيد و شك نمي‌كند كه همة مخلوقات از آفتاب، ماه، ستارگان، ابر، باران، حيوان و انسان در قبضة قدرت الهي‌اند. چنان‌كه خداي تعالي خطاب به پيامبر (ص) مي‌فرمايد: «وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمي»؛ هنگامي كه تير انداختي تو نينداختي، بلكه خدا انداخت (سورة انفال: آية 170).

2. داستانِ بستن زانوي شتر: اين داستان در كتاب «داستان راستان»، به نقل از كتاب «كحل البصر» تأليف محدث قمي، اين‌گونه آمده است كه پيامبر اكرم (ص) همراه با اصحاب به سرزميني مي‌رفتند. بعد از مدتي راه‌پيمايي، در منزلي براي نماز پياده شدند. رسول اكرم (ص) بعد از پياده شدن از شتر به طرف آب رفتند، ولي بعد از مدت كوتاهي به سوي مركب خويش بازگشتند. اصحاب تعجب كردند و با خود گفتند: آيا پيامبر اينجا را براي فرود آمدن نپسنديده‌اند و مي‌خواهند فرمان حركت دهند؟ اما ديدند وقتي كه ايشان به شتر خويش رسيدند، زانو بند را برداشتند و زانوهاي شتر را بستند و دومرتبه به سوي آب روان شدند. اصحاب گفتند: اي رسول خدا، چرا از ما نخواستي كه اين كار را انجام دهيم؟

پيامبر (ص) فرمود: هرگز از ديگران در كارهاي خود كمك نخواهيد و به ديگران اتكا نكنيد؛ اگرچه براي يك قطعه چوب مسواك باشد. از اين داستان دو نكته به دست مي‌آيد: اول اينكه رسول خدا (ص) در عين توكل و اعتماد به خداوند، شتر را آزاد در بيابان رها نكرد بلكه برگشت و زانوي آن را بست تا كار خود را به نحو درست انجام داده باشد.

دوم اينكه به ديگران آموزش داد كه هركس بايد كار شخصي‌اش را خود انجام دهد و آن را برعهدة ديگران قرار ندهد.

3. چند حديث دربارة توكل: «من توكل علي الله لا يغلب و من اعتصم بالله لا يهزم»؛ كسي كه بر خدا توكل كند، مغلوب نمي‌شود و كسي كه به خدا پناه آورد، شكست نمي‌خورد (بحارالانوار، ج 71، ص 151).

امام علي (ع) فرمود: «اقوي الناس ايمانا اكثرهم توكلا علي الله سبحانه»؛ قوي‌ترين مردم در ايمان كساني هستند كه بيشتر بر خداوند توكل مي‌كنند (غررالحكم و دررالكلم، حديث 3850).

امام همچنين فرمود: «من احب ان يكون اقوي الناس فليتوكل علي الله»؛ كسي كه دوست دارد قوي‌ترين مردم باشد، بايد بر خداوند توكل كند (تحف العقول، ص 2).

و نيز فرمود: وقتي نمروديان حضرت ابراهيم (ع) را در آتش افكندند، جبرئيل نزد وي آمد و گفت: خواسته‌اي داري كه برآورده كنم؟

ابراهيم (ع) فرمود: از تو نه، خدا مرا بس است و او بهترين وكيل است.

ميكائيل آمد و گفت: خزانه‌هاي آب و باران به دست من است. اگر مي‌خواهي آتش را خاموش مي‌كنم.

ابراهيم (ع) فرمود: نه.

جبرئيل گفت: پس از خدا بخواه.

ابراهيم (ع) فرمود: همين قدر كه مي‌داند من در چه حالي هستم، كافي است (بحارالانوار، ج 71، ص 155).

منابع براي معلم و دانش‌آموز

1. علم اخلاق اسلامي (ترجمة جامع‌السعادات)، مولي مهدي نراقي، ترجمة دكتر مجتبوي، انتشارات حكمت (براي معلم)

2. تصميم‌هاي بزرگ اخلاقي، محمدباقر پوراميني، كانون انديشة جوان (براي دانش‌آموز)

3. جوان، محمدجواد رودگر، كانون انديشة جوان (براي دانش‌آموز)

4. راهيان كوي دوست، استاد محمدتقي مصباح‌يزدي، انتشارات مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) (براي معلم)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



1. مجموعة آثار استاد شهيد مطهري، ج 1، ص 235.

1. سورة يوسف، آية 4.

2. همان، آية 100.

3. سورة غاشيه، آيات 6-7.

1. سورة يس، آية 54.

2. تفسير موضوعي قرآن كريم، آيت الله جوادي آملي، ج 5، ص 47- 96.

[7] نهج البلاغة (للصبحي صالح) / 417 / 45 و

[8] حشر، 18 و 19.

[9] تعليم و تربيت در اسلام، ص 375-370.

4. رسالة لب‌اللباب، علامه سيدحسين حسيني‌تهراني، ص 113.

1. رسالة لقاءالله، ص 65.

[12] فرهنگ كوثر - مرداد 1376، شماره 5 - از علامه طباطبایی سه دستور العمل برای خودسازی